ای کم نظیر عشق( تقدیم به ساحت مقدس جانبازان انقلاب اسلامی و پدر عزیزم)

روح آسمانى تو با کدام افق روشن بهشت تلاقى یافته و ستارگان گریبانت از کدامین کوچه باغ کهکشان عبور کرده‌اند که بوى کهکشان گرفته‌اند؟

دل، در حضور تو یاراى نکته گفتن ندارد و هر چه بگوید و بسراید، هنوز هزاران هزار قصه ناگفته باقى است!

سر، در حضور تو سرفراز نیست!

و چشم، در مقابل چشمان تو اندوهگین‌ترین ساحل خاموشى است، چشمى که در مقابل آیینه‌ها شرم زیستن و میل گریستن دارد!

دست در مقابل دستانى که فرشتگان با خود به بهشت برده‌اند، احساس ناتوانى مى‌کند...

و خلاصه مانده‌ایم که خروش تو را چسان بنویسیم و بلنداى روحت را چگونه در اندازه‌هاى زمینى تعریف کنیم!

ما

به استغاثه‌هاى عاشقانه‌ات در نیمه شبهاى خاطره و خون غبطه مى‌خوریم!

ما

به عکس‌هاى یادگارى‌ات، به لبخندت و به شانه‌هاى دردمندت که بوسه گاه پروانه‌هاست رشک مى‌ورزیم!

نفس‌هاى عاشورایى‌ات ما را بارها به خیمه‌ى کوچک سقاى کودکان کربلا برده است و نگاهت در قوس و قزح نیایش، حماسه بارانى زخم را تفسیر کرده است.

از این پس، ما بوریاى توایم اى بى‌ریاترین رهگذر این حوالى ...

از این پس، ما درختانى خشکیده‌ایم در مسیر تواى پرشکوفه‌ترین بهار! اى سبز متبسم...

طلوع تو زیباترین اتفاقى است که در من افتاده است، تماشا کن!

من پر از شعشعه‌ زمزمه‌هاى توام! جانباز!

/ 2 نظر / 10 بازدید
کانون قرآن مسجد ابوالفضل (ع) بوشهر

با سلام و عرض ادب به شما. وب زیبای شما رو دیدم. به امید سلامتی تمامی بیماران و جانبازان عزیزی که دلاوریهایشان فراموش نشدنی است. از این که سری به ما زدید بسیار سپاس.

;کریم امینی

در جستجوی مطلبی ادبی بودم تا برای روز جانباز در ویژه برنامه میلاد حضرت ابوالفضل (ع) اجرا نمایم ، وقتی به این متن رسیدم و آن را برای تمرین برای خود قرائت میکردم به یاد دوران دفاع مقدس و دوستان شهید وجانبازم افتادم بغض گلویم را گرفت متاثر از زیبایی متن شدم و اشک ازچشمانم سرازیر شد و در این فکر که در روز اجرا چگونه خود را کنترل کنم. احساس کسی که این مطلب را نوشت می ستایم و بر قلم توانمندش سر تعظیم فرود می آورم .