"دو تا فوت"

داشتم رانندگی می کردم که موبایلم زنگ خورد. گفتم:
-
الو... بفرمائید. چرا حرفنمی زنید؟
فقط فوت کرد!
گفتم:
-
اگر زشتی یه فوت کن و اگر خوشگلی دوتا فوتکن. دوتا فوت کرد.
گفتم:
-
اگر اهل قرار نیستی یه فوت کن و اگر هستی دوتا فوتکن. دوتا فوت کرد.
گفتم:
-
من فردا می خواهم بروم رستوران شاندیز. اگر ساعتدوازده نمی توانی بیایی یک فوت کن و اگر می توانی بیایی دوتا فوت کن. دوتا فوتکرد.

با خوشحالی گوشی را قطع کردم. فرداصبح حسابی به خودم رسیدم. دوش گرفتم، لباس شیک پوشیدم و بهترین اودکلن را زدم. درپوست خودم نمی گنجیدم. همه فکرم به قرار امروز بودم.
داشتم از خانه خارج می شدمکه زنم صدام کرد و گفت:
-
عزیزم! ناهار میایی خانه؟ اگر نمیای یک فوت کن. اگرمیایی دوتا فوت کن.

/ 0 نظر / 4 بازدید