ـ پس از سلام و احوالپرسی گفت: فلانی پول داری که بیست هزار تومان به من قرض بدهی؟
ـ گفتم: شرمنده ندارم.
ـ گفت: ایران چک چی؟
ـ گفتم: نه.
ـ گفت: سپه‌چک هم باشد می‌پذیرم؟
ـ گفتم: باورکن ندارم.
ـ گفت: چک کارت بانک تجارت؟
ـ گفتم: اونم ندارم.
ـ گفت: چک در گردش بانک تجارت؟
ـ گفتم: نخیر.
ـ گفت: بن خرید کالا چطور؟
ـ گفتم: ابدا.
ـ گفت: ای بابا، پس چی داری؟
ـ گفتم: فقط دو لیتر بنزین دارم که می‌خوام بفروشم باهاش هات‌داگ بخورم.
ـ آهی کشید و گفت: عجب زمانه‌ای شده، هرکاری که ما شروع می‌کنیم، فوری لو میره!

[ ۱۳۸٧/٦/٤ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ روحامی(روح الله عرب و حامد اکبری) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

میگن دو تاییم اونم از نوع رفیقش!!!!!! فقط تو یه چیز مشترکیم اونم توی جالبناک!!!!
لینک های مفید
امکانات وب
>*رتبه سنج گوگل*>رتبه گوگل به اين سايت 10 (از 0 تا 10) اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

***جالبناكيم***